السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
841
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
كسى كه محراب احداث كرد ، عمربنعبدالعزيز است ، كه در آن زمان كارگزار وليدبنعبدالملك در مدينه بود ، هنگامى كه مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را تأسيس كرد و آن را ويران كرد و بر آن افزود . » « 1 » حالِ واقعى ابوبكر با آن نسبت تناسب ندارد پنجم : و با فرض پذيرش نسبت « محراب » به « مدينه » به يكى از معانى مذكور ، جملهى « و ابوبكر محرابها » در حديث مدينة العلم تمام نمىشود ، چون با فرض درستى اين نسبت لازم است كه محراب بهرهى وافرى از علوم « مدينه » داشته باشد . بلكه ابنحجر گمان مىكند كه « محراب » داناتر از « باب » است ، ولى توجّه به وضع و حال ابوبكر و مراجعه به اخبار و سيرهاش ، اين نسبت را تكذيب مىكند ؛ چون ابوبكر حتّى نسبت به سادهترين امور و روشنترين مفاهيم ، جاهل بود . و چه بسا كه خود نادانىاش را نسبت به احكام شرعى و علم قرآن اعلان كرد و چه بسيار است موردهاى ناتوانى او در حلّ مشكلات و معضلاتى كه برايش پيش آمد . . . كه بعد از اين إن شاءاللَّه از جزئيّات آنها اطّلاع پيدا مىكنيد . . . پس گمان نمىكنم احدى از مسلمانان با اين وضع اصرار بر صحت اين افزودهى ساختگى داشته باشد ، بلكه اين امر به بزرگوارى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آسيب مىزند و مقام آن حضرت را خدشهدار مىكند كه بر خردمندان پوشيده نمىماند . تفاوتهاى ميان « باب » و « محراب » ششم : بر فرض اين افزوده را بپذيريم ، امّا باز هم هرگز مفيد اعلميت ابوبكر از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نمىباشد . . . پس چه دليل و برهانى بر برترى « محراب » بر « باب » وجود دارد ؟ هر كس چنين ادّعايى دارد بايد خود دليل بياورد . بلكه امر برعكس آن است ، چون « باب » را مزيّتهاى خاصى است كه براى
--> ( 1 ) . خلاصة الوفا / 129 .